|
|
|
|
|
امروز هم یکی دیگه بهش اضافه شد، اما مثل دو تای قبلی حس بدی ندارم، نمیدونم چرا؟ شاید پوست کلفت شدم ، شاید هم چون هنوز خیلی خوشبینم. باید که عشق ورزید باید که مهربان بود زیرا که زنده ماندن هر لحظه احتمالیست |
||
|
|
|
|
|
۱۴ اسفند ۸۹ روز تولد دوباره منه ، چون تو این روز یک بار بسیار سنگین از روی شونه هام برداشته شد،یک نفس راحت کشیدم و چند ماه دلواپسی، شب بیداری، تایپ، مطالعه و پژوهش تمام شد. ساعت ۱۱:۳۰ صبح جلسه دفاع از پایان نامه من شروع شد و به خوبی و خوشی با نمره ۱۹ تمام شد، الان اصلا نمیدونم برای چی اینقدر نگران بودم اونم با اون همه علاقه ای که به موضوعم داشتم و زحمتی که براش کشیده بودم، بیشتر نگران جلسه دفاعیه بودم تا نمره و ... الان کلی برنامه و آرزو برای آینده و در سال نو دارم، تا شش ماه آینده یعنی تا شهریور ۹۰باید به چهار هدف برنامه ریزی شدم برسم، دفاع از یک پایان نامه خوب یکی از هدفهایی بود که بهش رسیدم، هر وقت به یکی دیگه از اون اهداف و در واقع کارهای مهمی که باید انجام بدم رسیدم توی این وبلاگ در موردشون می نویسم. |
||
|
|
|
|
|
۵ دی ماه ۱۳۸۲ یکی از بدترین روزهای عمر من تا به حاله، توی این روز زمین لرزه بم اتفاق افتاد، من بمی نیستم و کسی از نزدیکانم رو نیز توی این زمین لرزه از دست ندادم، اما این فاجعه برام خیلی سنگین بود، کشته شدن هزاران نفر از هم میهنام و نابود شدن یکی از زیبا ترین میراث های فرهنگی ایران یک طرف و احساس حقارتی که میکردم یک طرف، موضوع این بود که فکر می کردم زمین لرزه ای با این درجه نباید این همه ویرانی و نابودی بوجود بیاره، نباید در یکی از شهرهای مهم تاریخی و گردشگری ایران بیشتر خانه ها کاهگلی باشه، نباید وقتی می خواهند شهر رو توسعه بدن و امکانات زیرساختی برای ورود گردشگر رو مهیا کنند، برن ارگ جدید بم رو با اون همه زیبایی و امکانات، در فاصله زیادی ازشهر بم بسازند و خود شهر بم مثل یک شهر غربت زده و عقب افتاده باشه، یادم میاد که در اولین سالگرد زمین لرزه در کتاب خانه دانشگاه بودم و روزنامه ای از اخبار و عکسهای بم جلوم بود، شعر زیر رو خوانده بودم و نمی تونستم جلوی اشکهام رو بگیرم
شعر زیبای زیر شعریه که هر وقت اسم زمین لرزه بم میاد یاد این شعر هم میافتم . راز ارگ بم شهر بم در انفجار خاک و خشت خرد شد در پنجه های سرنوشت شهر بم با یک تکان ویرانه شد شهر بم چون ارگ بم افسانه شد ارگ بم را دیده بودی پیش از این برج و بارویی بلند اما گلین ارگ بم قصر خراب آبادما حامل رازیست از اجداد ما چیست این پیغام، این راز عظیم چیست این هشدار از عهد قدیم چیست حرف پیرمرد دیرسال با پسرهای جوان و بی خیال راز او پرمعنی و بشنیدنی ست (قصر خاکی عاقبت تنبیدنی ست) قصر پوشالی نمی ماند به جا گرچه در ظاهر عظیم است آن بنا گوشها کر، چشمهامان کور بود راز ارگ از چشم مردم دور بود ارگ با آن سقفهای ریخته برج و باروی زهم بگسیخته سالها می گفت و می خواند این شعار (خانه خاکی ندارد اعتبار) مردم بم بی خیال و ساده دل چند سالی پیش از این با کاه و گل ارگ را با شیوه پیشینیان کاه گل کردند با رنج گران ارگ گفت ای وارثان این دیار (قصر خاک و گل نماند پایدار) گفت باید ساخت ایرانی جدید کشوری از سنگ و سیمان و حدید خانه ها دارید از پوشال و خاک ظاهرا زیبا ولی رو در هلاک ای شما ایرانیان عصر نو ای شما معمارهای قصر نو خانه هاتان کاهی و پوشالی است مثل ارگ بم همه تو خالی است اولین قصری که می پاشد زهم با تکان کوچکی چون ارگ بم قصر خوش نقش و نگار نفتی است خانه بی اعتبار نفتی است ظاهرش زیبا و پر رنگ و لعاب باطنش مانند کف بر روی آب قصر نفتی چشم ما را کور کرد عقل را از واقعیت دور کرد قصر نفتی قصه ارگ بم است مرگ آن آسان تر از مرگ بم است استخوانهامان در آن خواهد شکست بند از بند وطن خواهد گسست لیک یا کوریم یا دیوانه ایم سرخوش از نقش و نگار خانه ایم هیچ راهی نیست غیر از مالیات تا دهد ما را از این وحشت نجات جای خشت خام نفت بی ثبات خانه را محکم کنید از مالیات ظاهر این قصر خوب و محکم است باطنش یادآور ارگ بم است ای بزرگان وطن کاری کنید جای ایراد سخن کاری کنید قبل از آنی که بیاید زلزله بوی خون و بوی مرگ و ولوله آنچنان قصری کنید از مالیات که نلرزد زیر بار مشکلات ملت بی مالیات نفت خوار بشکند با یک تکان روزگار دزدی و بیکاری و فقر و فساد رشوه و تبعیض و درد اعتیاد هر یکی شش ریشتر یا بیشتر ملت ما غرق در خواب سحر کاش راز ارگ را باور کنیم فکر ارگی سخت و محکم تر کنیم سید جلال قریشی
|
||
|
|
|
|
|
امروز هم یکی بهش اضافه شد دریابش ... |
||
|
|
|
|
|
کباب چوبی یا کباب شیرازی و گاهی کباب حسینی ،از غذاهای قدیمی ایران است که در واقع نوعی تاس کباب است با این تفاوت که گوشت،مقدار کمی چربی(دنبه) و پیاز نقلی به سیخهای چوبی درخت انار یا انجیر کشیده میشوند وبا نوعی سس(کره،پیاز و سیر رنده شده،سس گوجه فرنگی،آویشن،نعنا،فلفل قرمز و سیاه و آبلیمو) پخته میشوند و در کنار پلو زعفرانی میل میشود. |
||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
بالاخره موفق شدم بم رو بعد از زلزله ببینم،خوشبختانه تقریبا تمام شهر بازسازی
شده و دیگه شباهتی به یک شهر زلزله زده نداره اما ظاهرش زیاد جالب نیست یعنی هر کس معماری و مصالح مورد علاقه خودشو بکار برده و اکثر خانه ها هم هنوز نمای خانه رو تکمیل نکردند و همینطور آجری رها کردند،که خیلی باعث بهم ریختگی و زشتی شهر شده،تنها جایی از شهر که زیبا بازسازی شده بازار بم هست که به دست دولت انجام شده،ولی در بازسازی خانه ها دولت نظارتی نداشته وهر فرد طبق سلیقه خودش پیش رفته از ارگ هم دیدن کردم،در هر گوشه مشغول ساخت و ساز بودند،انگار قراره کار تکمیل بازسازی ۱۰ سالی طول بکشه،قبرستان بم و مزار ایرج بسطامی رو هم دیدم. دروازه ورودی ارگ
بخشی از برج و بارو
شاه نشین
بازار بم
|
||
|
|
|
|
|
۲۷ بهمن ماه |
||
|
|
|
|
|
دیروز یه گزارش خبری پخش میشد درباره تغییر پایتخت از تهران به یک شهر دیگه،که مثل اینکه ایندفعه جدیه چون تو دهه ۶۰ هم این مسئله مطرح بوده اسم شهر جایگزین رو نبرد اما در دهه شصت اصفهان رو به عنوان جایگزین مطرح میکردند،در برنامه با نشون دادن بافتهای فرسوده تهران و بیان اینکه تهران در منطقه ای زلزله خیز واقع شده و کمبود آب در تهران و همچنین ترافیک زیاد و آلودگی هوا ضرورت جابجایی پایتخت رو ثابت میکردند و اینکه این جایجایی فقط شامل نهادهای حکومتی،وزارتخانه ها و سفارتخانهاست تا در موقع بحران کشور فلج نشه اما از دید من این کار هیچ کمکی نخواهد کرد نه به تهران و نه به پایتخت جدید خواه اصفهان باشه یا مشهد یا هر شهر دیگیه،چون این کار در واقع پاک کردن صورت مسئله است اگر تهران به عنوان پایتخت کشور مشکلات فراوان(بافتهای فرسوده،بی آبی،ترافیک،آلودگی هوا و... )داره مشکلاتش باید رفع بشه و گرنه با تغییر پایتخت به شهر دیگه مشکلات این شهر هفت میلیونی که موقع پایتخت بودن رفع نشده دیگه هیچ وقت نخواهد شد و روزبروز هم بدتر میشه ،اونموقع نه پاتخته و نه یک شهر قدیمی با ساکنان بومی که تعصبی برای ساختنش داشته باشند و از اون طرف پایتخت جدید که مطمئنن زیرساختهای مناسب رو نداره(حتی اصفهان و مشهد) دچار کلی مشکل جدید میشه و نمونه کوچکی میشه از تهران(واقعا وحشتناکه که همچین بلایی به سراصفهان زیبا و تاریخی بیاد) راه حلی که خیلی از کشورها پیدا کردند داشتن دو و یا سه شهر بزرگ و پرجمعیته که هر کدوم در زمینه ای قطب کشور محسوب میشوندمثل واشنگتن و نیویورک در امریکا،رم و میلان در ایتالیا،توکیو و کیوتو در ژاپن،قاهره و اسکندیه در مصر،انکارا و استانبول در ترکیه و... چرا ما بجای تغییر پایتخت که هیچ دردی دوا نمیکنه سعی نکنیم یک یا دوتا دیگه از شهرهامون رو به پای تهران برسونیم که هرکدوم در زمینه ای قطب کشور باشند، بنظر من اصفهان و شیراز قابلیتهای لازم رو دارند،اصفهان از نظرصنعتی و علمی و شیراز از نظر فرهنگی و هنری و همینطور جذب جمعیت (چون اصفهان بدلیل بافت تاریخی منحصربفردش قابلیت توسعه عمودی و برج سازی که لازمه جذب جمعیت است رو نداره اما پیشینه صنعتی و علمی قوی داره و حتی صنایع دستی اش هم جنبه تجاری داره) و نکته مهمتر اینکه از نظر جغرافیایی درمناطق خوبی قرار دارند،نزدیک مرزها نیستند که از نظر امنیت ملی خیلی مهمه و همینطور با تهران یک خط مستقیم رو از شمال کشور تا جنوب رسم میکنندکه میتونه به توسعه همه بخشهای ایران کمک کنه
|
||
|
|
|
|
|
چند وقت پیش در برنامه مستندی راجع به جزیره هرمز از خاک منحصربفرد جزیره که به رنگهای مختلف و شفافی هست با خبر شدم بطوریکه آبهای ساحلی یک طرف جزیره بطورباورنکردنی کاملا قرمز رنگ است،سه روز پیش هم نمایشگاهی در این جزیره افتتاح شد به نام جشن خاک هرمز که ده ها هنرمند به همراهی ساکنان بومی جزیره فرشی چندتکیه با استفاده از خاکهای رنگی خلق کردند
منبع:ایرنا |
||
|
|
|
|
|
heinrich heine هاینریش هاینه(۱۷۹۷ـ۱۸۵۶) شاعر یهودی الاصل آلمانی را یکی ازبزرگترین غرلسرایان ادبیات آلمان میدانند،او منظومه ای به نام"فردوسی شاعر" دارد. در بیتهای زیر او ستایشش نسبت به فردوسی را اینگونه بیان میکند: unterdessen sab der Dichter An dem webstuhl des gedankens Tag und nacht , und webte emsig seines liedes riesenteppich_ Riesenteppich ,wo der dichter Wunderbar hineingewebt seiner heimat fabelchronik Farsistans uralte kon'ge Lieblingshelden seines volkes Rittertaten, aventuren Zauberwesen und damonen Kech umrankt von marchenblumen_ Alles bluhend und lebendig Farbenglanzend,bluhend,brennend und wie himmlisch angestrahlt von dem heilgen lichte Irans von dem gottlich reinen urlicht Dessen letzter feuertempel Trotz dem koran und dem mufti In des dichters herzen flammte آن گاه شاعر پشت دار قالی خود نشست تا فرش سترگ شعر خویش را شبانه روزببافد و بسراید ـ فرش بزرگی که شاعر معجزه وار به در هم تنیدن رویدادهای افسانه ای کشورش، شاهان بزرگ ایران، پهلوانان آرمانی ملتش، کردارهای جوانمردانه و پهلوانانه و پرماجرا و آفریدگان جادویی و اهریمنی که بی باکانه با گل های جادویی در هم پیچیده بودند پرداخته بود ـ و این همه شکوفا و سرزنده، همگی با رنگ های درخشان،شکوفا،شعله ور و شکوهمندانه با نور مقدس ایران می تابیدند،با نور ایزدی،پاک و کهن و واپسین آتشکده که به رغم وجود قرآن و مفتی،در قلب شاعر زبانه می کشید |
||
|
|
|
|
|
بازار تجریش که دومین بازار قدیمی بعد از بازار اصلی تهرانه به همراه میدان سر پوشیده میانش که درواقع تکیه بازاره وامامزاده صالح که درست کنارش قرار گرفته در حال بازسازیست تا ضمن اینکه زیباتر میشه حال و هوای سنتی هم پیدا کنه نکته عجیبی که همیشه توجه منوجلب میکنه وفقط اونو ناشی از نارضایتی دائمی و ذاتی ایرانیها می دونم در مورد این بازار هم برام پیش اومد،چند وقت پیش که برای تکمیل یه مقاله درسی به این بازاررفتم وبا چندتا از مغازه دارها مصاحبه کردم بدون استثنا غر میزدن،با اینکه تمام هزینه ها رو شهرداری تهران داده و ظاهر بازار هم خیلی خیلی بهترشده و خودشون هم میگفتن که فروششون بهتر شده و توریست های بیشتری هم به بازار میان ،بازم راضی نبودن و کلی گله و شکایت داشتن که چرا ستونها اینقدر بزرگه؟چرا سقفش اینطوریه؟.... فکر میکنم نارضایتی و اعتراض دائمی در طول تاریخ داره تبدیل میشه به جزئی از خصوصیات ملی ما.
باقی عکسها در ادامه ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
دوتا از شاخص ترین میراثهای مایعنی نوروز و موسیقی کلاسیک ایرانی درلیست میراث نا ملموس جهان ثبت شد پرونده نوروز به صورت مشترک باچند کشور دیگه ثبت شد که مدیریت آن با ایران بود و ردیفهای موسیقی سنتی شامل هفت مجموعه دستگاهی بزرگ به نامهای شور، ماهور ،همایون ،سه گاه ،چهارگاه ،راست پنجگاه و نوا و پنج مجموعه آوازی کوچک و ساده تر به نامهای دشتی،افشاری،بیات ترک،ابوعطا و اصفهان ثبت شد. |
||
|
|
|
|
|
کوشک نخبگان ایرانی به ابعاد۳۰/۲ در ۳۰/۲ و ارتفاع ۳متر از جنس سنگ امسال در محوطه اصلی سازمان ملل متحد در وین جایگزاری شد این یادمان یک چهار طاقی با معماری پارسی است که در هر طرف آن تندیس یکی از نامداران ایرانی قرار دارد ،شامل: ابوعلی سینا(حکیم،پزشک و فیلسوف) ،رازی (پزشک،شیمیدان کاشف الکل و اسید سولفوریک)،عمر خیام(شاعر،منجم،ریاضیدان و ابداع کننده فرمول معروف به مثلث پاسکال-خیام) و ابوریحان بیرونی (ریاضیدان،تاریخنگار،منجم و کاشف حرکت وضعی زمین)
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
بعد از هر جنگی کسی باید ریخت و پاش ها را جمع کند نظم و نظام خود به خود برقرار نمی شود کسی باید آوارها را از جاده ها کنار بکشد تا ماشین های پر از جسد عبور کنند کسی باید غرق شود در میان لجن و خاکستر فنر کاناپه ها،خرده شیشه ها و کهنه های خونین کسی باید دیرک را تکیه گاه دیوار کند کسی باید برای پنجره شیشه بیندازد و در را جا بیندازد اینها خوش عکس نیست و سال ها وقت می برد همه دوربین ها رفته اند برای جنگی دیگر ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
خودت باور میکنی ۲۵ ساله شده باشی؟؟؟ نه معلومه که باور نمیکنم اعداد رو بریز دور،به حست توجه کن حسم میگه که ۱۶ فوقش ۱۷ سالمه پس ۱۷،۱۶ ساله هستی باشه،اما ۲۵ هم واقعیه و واقعا هم هر سال یکی بهش اضافه میشه خب دریابش ... |
||
|
|
|
|
|
سعدی حکایت ستاره شناسی رو تعریف میکنه که زنش توی خونه داشت بهش خیانت میکرد و ستاره
شناس داشت اوضاع کواکب و انجم رو پیش بینی میکرد ،ظریفی رد شد و گفت:فلانی تو که نمیدونی توی خونه خودت چه خبره و زنت مشغول چه کاریه از کجا می خوای اوضاع و احوال ستاره ها و آینده نیومده مردم سرزمینت رو پیش بینی کنی ... |
||